ترس از اسلام، ترس از ایران
by AbiusX
اگر از دید رسانههای صهیونیستی جهان به اسلام و ایران نگاه کنیم، چهرهای عقب مانده، دگم و متحجر از اسلام و خصوصا ایران دیده میشود. در سالهای اخیر این چهره درباره ایران کمرنگتر شده زیرا رسانهها و اخبار ایران به مجامع جهانی نفوذ بیشتری کردهاند و اگر اینگونه دروغپردازیها ادامه پیدا کند، اعتمادزدایی خواهد شد. ولی مردم لبنان، فلسطین، عراق، افغانستان و کلا همه شیعیان و سنیهای مبارز ضدسکولار ، به عنوان انسانهایی بدون هیچ پشتوانه فکری و کاملا شستشوی مغزی داده شده معرفی میشوند، در حالی که آمارها نشان میدهد در هندوستان که ادیان زیادی وجود دارد و دینها آزاد هستند، اکثر اقشار سطح بالا و دارای تحصیلات شیعه و یا سنی هستند.
و اما چرا این استراتژی تخریبی / تبلیغی در پیش گرفته شده؟ قبل از پاسخ دادن به این سوال، باید انبر فشار اسلام سنتی / اسلام مدرن را بررسی کنیم :
در حال حاضر دو نوع از اسلام در جهان تبلیغ میشود، یکی اسلام طالبانی که با اصطلاح طالبانیزم، تحجر و قشرگرایی شناخته میشود. این نوع اسلام جاذبههای ذاتی اسلام را داراست ولی چون در آنها افراط شده، بازخوردی دارد که با فطرت انسان سازگار نیست بنابراین در خیلی از موارد، غیر انسانی (نه با تعریف غربی که در آن همجنسگرایی انسانی میشود) خواهد بود.
نوع دیگر اسلام، اسلام مدرن یا لیبرال یا اسلام اصلاح شده یا آمریکاییست. این اسلام در واقع دینیست که به عنوان نیاز روحی و معنوی انسان مصرف میشود و درونمایه و مسیر اصلی زندگی نیست. این اسلام، نه مذهب (به معنی راه ذهب و راه رفتن ) است، و نه دین. یک نوع عرفان مجازیست که تمام نقاط اتصال آن به تاثیرگذاری در حوزه اجتماع و همچنین اجازه اینگونه تاثیرگذاری استحاله شده و به علاوه احکام سختی مانند جهاد و گاها روزه و خمس از آن با کمرنگ کردن مداوم حذف شدهاند.
از طرف دیگر با معرفی دائمی مسیری که مسیحیت تحریف شده کلیسای اروپا طی کرد، که مقصدی به غیر از سکولاریزم برنمیتابید، قصد دارند که اسلام را نیز به همین گونه نشان دهند و تنها راهحل را اسلام لیبرال معرفی کنند.
در میانه فشار این انبر، جهانی که قصد آشنایی با اسلام را دارد، ایدهآلی نمییابد و مسلمانی که قصد شناسایی دقیقتر دین و مصداقهای عملکرد آن (جنبش بیداری اسلامی) را دارد، به ناچار یا دچار طالبانیزم میشود و یا به اسلام لیبرال رضایت میدهد.
و اما اسلام واقعی، اسلام ناب محمدی، اسلام اصیل در کجاست؟ اسلام، به دو بخش پوسته و هسته تقسیم میشود. هسته آن غیر قابل تغییر است، مانند توحید، مانند اصل نماز، ولی پوسته آن قابل اجتهاد و تغییر است، مانند احکام اقتصادی و یا شیوه برگزاری نماز. طالبانیزم قائل به آنست که اسلام ثابت است و حتی پوسته آنرا نباید از زمان پیامبر تغییر داد، و از همین رو متحجر (سنگ و سخت) نامیده میشوند. اسلام لیبرال قائل به آنست که هسته اسلام نیز قابل اجتهاد و تغییر بسته به شرایط زمان است، به عنوان مثال جهاد را میتوان کلا از دین حذف کرد، توحید را میتوان تابع دموکراسی قرار داد یا عدل و ظلم را فعلا به کناری سپرد !
و اما در پاسخ سوال اول، باید دانست که ترسی که غرب و آمریکا از ایران دارند و نگران شکسته شدن حرمت و سلطه جهانی خود (به خصوص سلطه رسانهای که تنها ضامن آنهاست) هستند، در واقع ترس از مطرح شدن اسلام ناب است، اسلامی که نسخههای تحریف شده طالبانی و لیبرال و حتی سنی آن نیز طرفداران بیشماری در جهان پیدا کردهاست. آنها کاملا بر این امر واقفند که اسلام، ظلم را بر نمیتابد و جهاد را در بر دارد، لذا با سرمایهگذاریهای غیرقابل باور و در پروژههای طولانی مدت، کودکانی را شستشوی مغزی میدهند و در عملیات انتحاری ضد ارزشی به کار میگیرند تا قداست جهاد را تخریب کنند.
در نهایت، دشمنان قسم خورده اسلام بهتر از ما مسلمانان میدانند که اسلام تا به هنگامی که شهادت و انتظار را داراست، آسیبپذیر نخواهد بود.

ghabl az in ke raje be matlabet nazar bedam ye pishnahad dashtam ke age mishe raje be makatebe siasi,ejtemai mesle secularism va …(harchand midoonam ghablan be baziashoon eshare kardi)ye tahlilo moghayese i benevisi
چه بزررگ شدی عباس!:) آقا خیلی لذت بردم، واقعا تقسیم بندی خوبی بود و مثالهای خوبی هم بود! دستت درد نکنه حالا الان، اسلام درست به نظرت اصلا هست یا منتظری تا بیاد؟
اگر با انصاف و واقع بین باشیم، از بعد از ظهور اسلام تاکنون بهترین اسلامی که پیادهشده همین نمونهای هست که داریم و پر از نواقصه. نیمه پر لیوان رو ببینیم، هر تمدنی تا بخواد خوب به بار بشینه زمان زیادی لازم داره، اونم وقتی یک جوونه کوچیک بخواد تو یک جنگل بزرگ قد بکشه و رشد کنه.
سلام
اولین تیتر رو که دیدم با خودم گفتم دوباره یکی با یه تیتر دهن پر کن داره از سلایق خودش بدون علم کافی حرف میزنه(بد بین نیستم بهم ثابت شده که خیلیا اینجوری مینویسن گاهی حتی خودم)ولی یهو دیدم پروفایل و رزومه ای دارید متفاوت از همه وب نویسان.
اینکه یک جوان آنهم از نوع ولایتی و منتطر و با ایمانش انقدر در عمل هم خوب کار کرده و در این سن و سال سابقه ای به این درخشانی دارد باعث افتخار آنهاییست که حتی اگر خودشان هم کاری نمیکنند دوست دارند اونایی رو که دارن از همه چیزشون میذارن برای دینشون و انقلابشون اونهم در زمینه های مختلف و از یه طرف هم چشم مخالفا در میاد که اینا رو ببین….و از یه طرف دیگه هم باعث شرمندگی کسی مثل منه که دم میزنم از بیشتر چیزایی که شما گفتین ولی شاید خیلی نتونستم در عمل هم پیادش کنم!
اینکه تعصب ندارید و با مطالعه و تحقیق به عقایدتون رسیدید خیلی عالیه…و این باعث میشه کنجکاو شم تا تنبلی رو کنار بذارم و بخونم مطالبتون رو که میدونم حتی اگر درست هم نباشه اما تلاشی برای رسیدن بهشون شده و ریسک کمتری هست در خوندنشون!
یه نکته دیگه که تو رزومه توجهمو جلب کرد فعالیتتون تو انجمن علمی و هم بسیج بود…
تو دانشکده ما که بنظرم نه انجمن علمی جای موندنه نه بسیج….تازه باتوجه به اینکه از نظر محیط و جو دانشکده ما یکی از بهترین دانشکده های دانشگاهه!دانشکده ما در برابر دانشکده شما حوزه است ولی متاسفانه…..
طولانی شد…
ان شا الله منتظر واقعی آقامون باشیم!
سلام
دمت گرم خیلی با حالی بسیجی
راستی منو با اسم خاکریز آخر لینک کن
مطلب پخته ای بود. خسته نباشی.
اول فکر کردن درای تعصبی می نویسی،
ولی بسیار عالی بود
تبیین این مسائل خیلی نیازه
خیلی خوب بود
خسته نباشید
بسیار عالی
نمی دانم چه می خواهم بگویم…
زبانم در دهان باز بسته است
در تنگ قفس باز است و افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است
نمی دانم چه می خواهم بگویم…
غمی در استخوانم می گدازد
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی می سوزدم گه می نوازد…